تبليغاتX
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
background="">
 
صفحه اصلي
آرشيو مطالب
آمار سايت
خانگي کردن
تماس با ما
طراح قالب
RSS


ببین من نه حاضرم زنت بشم، نه صيغت ميشم، نه باهات ديت ميزارم، نه ميلم به كاپوچينو ميره، نه حوس هويج بستني كردم، نه با يه ني باهات آب اناز مي خورم، زير چترم باهات قدم نمي زنم، شاه عبدالعظیمم نميام باهات كباب بخورم با يه پر ريحون،‌ نه گيرل فرندت ميشم، نه مادر بچه هات! مريم - هميشه پاي يك زن در ميان است !

موزیک آخر میم مثل مادر_ترانه مادر
ترانه بگزر ز من -میم مثل مادر
موسیقی متن میم مثل مادر
سنتور زدن علی با همخوانی هانیه-سنتوری
موسیقی متن درخت گلابی
ترانه کامل زخم زبون با بخش های ابتدایی-سنتوری
سنتور زدن گلشیفته در سنتوری
موسیقی متن اشک سرما
موسیقی متن فیلم گیس بریده
دانلود آلبوم موسیقی متن نیوه مانگ
آلبوم کامل موسیقی متن علی سنتوری

مصاحبه با روزنامه اعتماد ملی
مصاحبه درباره فیلم دیوار
مصاحبه درباره به نام پدر
گفت و گو با محمد صالح علا
سوال و جواب های یک کلمه ای با گلشیفته
صحبت های گلشیفته پس از کسب تندیس حافظ
گفت و گو درباره ماهی ها عاشق می شوند
مصاحبه با گلشیفته راجع به سینما
مصاحبه راجع به اشک سرما وغیره
گپی کوتاه با گلشیفته
گفت و گویی کوتاه با ماهنامه نقش آفرینان راجع به بوتیک
گفت و گویی به همراه باران کوثری و پگاه آهنگران
گفت و گو با روزنامه ایران در باره میم مثل مادر
مصاحبه بارضا رشید پور در شب شیشه ای
مصاحبه با چلچراغ
گفت و گوی مفصل با رسول ملاقلی پور و گلشیفنه فراهانی درباره میم مثل مادر
صحبت های گلشیفته در جلسه بررسی سینمای ایران در لندن

وب سایت فیلم علی سنتوری
باران ما _ خبرگزاری باران کوثری
گلشیفته بانوی بزرگ ایران
دل شیفته
هواداران پوریا پورسرخ و گلشیفته فرراهانی
گلشیفته ی ما
تازه های باران کوثری
و اما من
وبلاگ آتنه فقیه نصیری
شیفته ی گلشیفته
سینما در منطقه مممنوعه
بانوی سینما گلشیفته فراهانی

وبلاگ ترانه علیدوستی
ابراهیم حاتمی کیا استاد سینما
تازه های سینما
عمو پرویز سینمای ایران
داریوش مهرجویی؛سینماگر همیشه استاد
استاد طنز ایران، مهران مدیری
سينما و موسيقي

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387

آمار سايت
نويسندگان :عليرضا خوانساري_سعيد حسيني-حميدرضا داودي-ناصر پناهي-مهدي برازنده

آمار بازديد :

تعداد بازديدها :


مطالب

: پرونده ی دیوار و همیشه پای یک زن...( هر روز به روز خواهد شد)

دوستان گالری فعال شد.

برای خواندن اطلاعات -فروش -مصاحبه عوامل و دیگر موارد مربوط به این دو فیلم بر روی پوستر آنها کلیک کنید.

به کمال تبریزی

 

تاريخ :  دوشنبه یکم مهر 1387 | ساعت : 15:2 

 بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

: فارس : حضور جهانی بازیگران ایرانی تهدید یا فرصت

    

                         

گزارش خبرگزاري فارس، حضور بازيگران سينماي ايران در فيلم‌‌هاي هاليوودي، در يكي دو سال اخير شكلي متفاوت به خود گرفته است به‌طوري كه اگر در 30‌سال اخير، همكاري كم‌تعداد و گاه و بيگاه بازيگران ايراني در فيلم‌هاي اروپايي و آمريكايي، محدود به بازيگران مهاجر و مقيم در كشورهاي بيگانه بود، امروز با فعاليت «همايون ارشادي» و «گلشيفته فراهاني» در فيلم‌هاي هاليوودي، به نظر مي‌رسد كه در اين عرصه، اتفاقي تازه در حال رخ دادن باشد.
بنابراين گزارش، بعد از انتشار خبر حضور «همايون ارشادي» بازيگر 60 ساله ايراني در فيلم «بادبادك باز» ساخته «مارك فوستر» در پاييز سال گذشته، از ابتداي امسال و در مقطعي كه «گلشيفته فراهاني» بازيگر جوان سينماي ايران در سفر خارج از كشور به سر مي‌برد، اين شايعه به گوش رسيد كه او براي بازي در نقش يك دختر عرب در فيلم تازه «ريدلي اسكات»‌ با اين فيلم قرارداد بسته است. ابتدا اين خبر به طور غير رسمي از سوي نزديكان وي تأييد شد. اما بعد از چند ماه و با رسيدن زمان اكران اين فيلم و پخش مواد تبليغي آن، اين حضور تازه، روال خبري خود را به صورت رسمي ابتدا در رسانه‌هاي اينترنتي و سپس در مطبوعات طي كرد.
به گفته «مختار شكري‌پور» يكي از دوستان بهمن قبادي، در فيلم «نيوه مانگ» مدير انتخاب بازيگران فيلم جديد «ريدلي اسكات» كه با عنوان «مجموعه دروغ‌ها» ساخته شده با ديدن فيلم سينمايي «نيوه مانگ» اقدام به انتخاب «گلشيفته فراهاني» در اين فيلم كرده است.
وي مي‌گويد: «جيم جارموش» كه «نيوه مانگ» را در جشنواره «سن‌سباستين» ديده بود، در صحبتي كه با مدير انتخاب بازيگران فيلم جديد «ريدلي اسكات» داشته، از توانايي‌ها و بازي خوب «گلشيفته فراهاني» در اين فيلم تمجيد مي‌كند و وي كه در جستجوي بازيگري با ويژگي‌هاي خاص نقش موردنظر فيلم بوده، به استفاده از اين بازيگر جوان ايراني راغب مي‌شود.
«گلشيفته فراهاني» در اين فيلم ايفاگر نقش دوم زن فيلم است.
به گزارش فارس، مي‌توان گفت سينماي غرب، بعد از توجه به فيلم‌ها و فيلمسازان ايراني در سال‌هاي پس از انقلاب، اين بار، استفاده از بازيگران سينماي ايران را در برنامه خود قرار داده‌اند كه شايد توجه به «رضا ناجي»‌ در جشنواره فيلم برلين را هم بتوان در اين راستا مورد ارزيابي قرار داد.
برخي ‌تحليل‌ها در اين ميان حضور بازيگران سينما را راهي براي بين‌المللي شدن هنرمندان سينماي ما قلمداد كرد‌ه‌اند و آن را به فال نيك مي‌گيرند، اما از سوي ديگر نمي‌توان از كنار اين موضوع از زاويه تفاوت‌هاي فرهنگي جامعه ما و جوامع غربي بدون توجه عبور كرد.
خبرگزاري فارس اين موضوع را با برخي از سينماگران ايراني در ميان گذاشته است. 

سجادپور: فراهاني و ارشادي براي خودشان آئين‌نامه نانوشته دارند

«عليرضا سجادپور» سينماگر و كارشناس سينمايي در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: سينماي ايران به صورت بالقوه مي‌تواند يكي از ده سينماي برتر جهان باشد چون از نظر سخت‌افزاري، نرم افزاري و به خصوص مضمون و محتوا قابليت‌هاي بسيار زيادي در اين سينما است اما به دليل ضعف‌هاي اين سينما كه مهمترين آن ضعف مديريتي است اين اتفاق تا به حال نيفتاده است.
وي ادامه داد: البته يكي از راه‌هاي قدرتمند شدن اين سينما بين‌المللي شدن ‌آن است اما اين امر به مفهوم حضور چند بازيگر در چند فيلم خارجي نيست بلكه بايد سينماي ايران با اشتراك قوي در توليدات جهاني راه خود را به سوي بين‌المللي شدن هموار كند.
وي افزود: اين همكاري مي‌تواند در درجه اول با كشورهاي خاورميانه آغاز شود و در ادامه پس از همكاري با كشورهاي آسيايي و شمال آفريقا كه مشتركات فرهنگي زيادي با آنها داريم دامنه آن به سينماي اروپا و‌آمريكا هم كشيده شود.
وي در ادامه در مورد حضور گلشيفته فراهاني و همايون ارشادي در فيلم‌هاي خارجي گفت اين دو بازيگر در فضاي فرهنگي ايران رشد و نمو كرده‌اند و حضور دارند مطمئنم آنها رعايت مسائل اوليه را مي‌كنند و براي خودشان آئين‌نامه نانوشته‌اي در اين مورد دارند، اما اصولا مسأله بازي بازيگران ايراني در فيلم‌هاي خارجي در اين حد اهميت ندارد كه بخواهد منجر به تدوين آئين‌نامه شود بلكه بهتر است حضور فعال و مشاركتي سينماي ايران در كشورهاي خارجي در درجه اول اهميت باشد و در كنار آن مسائلي مانند بازي بازيگران در خارج از كشور مورد بررسي قرار گيرد.

رشيدي: بازيگر ايراني بايد در فيلم خارجي هم هويت و شأن ايراني خود را حفظ كند


داود رشيدي رئيس انجمن بازيگران سينماي ايران در گفت و گو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: خيلي خوشحالم كه يك بازيگر ايراني توانسته در فيلمي در سطح جهاني بازي كند، اما اميدوارم او در بازي كردن از ياد نبرد كه يك ايراني است و بايد هويت و شأن ايراني بودن خود را حفظ كند.
وي در ادامه افزود: بحث تدوين قوانين در مورد حضور بازيگران در كشورهاي خارجي وجود دارد كه با اين قضيه موافق نيستم چون بازيگري يك هنر خلاق و آزاد است و نمي‌توان به شكل دستوري به آن نگريست، بلكه خود هنرمند بايد به اين مسائل توجه كند.
رشيدي گفت: من مطمئنم كه هنرمندان ايراني، در هميشه و همه حال شأن و جايگاه خود را حفظ خواهند كرد. 

ارشادي: ازنظر تكنيك، بازيگران ما شايد در رده‌هاي اول بازيگري دنيا باشند 

«همايون ارشادي» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: در همكاري با پروژه‌هاي بين‌المللي، شاخصه‌هايي مانند فضا ،محيط ،كارگردان و بازيگراني كه تجربه‌هاي متفاوتي دارند، مقداري براي بازيگران ايراني متفاوت است وگرنه به لحاظ تكنيك، بازيگران ما شايد در رده‌هاي اول بازيگري دنيا باشند و فقط فرصت برايشان به‌وجود نيامده و يا اين كه به دليل مشكل زبان نتوانسته باشند در خارج از ايران فيلم بازي كنند.
بازيگر فيلم «بادبادك‌باز» ادامه داد: در هر صورت براي بازيگر تجربه كار در پروژه‌هاي خارجي بد نيست، فوتباليست‌هاي ما هم در تيم‌هاي خارجي بازي مي كنند و تجربه كسب مي‌كنند و دوباره بازمي‌گردند و در تيم ملي بازي مي‌كنند.

 

تاريخ :  دوشنبه یازدهم شهریور 1387 | ساعت : 19:43 

 بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

: هیچ خبری نیست !!! _طرفداران گلشیفته به شایعات توجه نکنید

 

اين يادداشت را مي توانيد در ادامه ي يادداشت ضميمه ي "سعيد" قرار دهيد.
اين روزها و بعد از خبر حضور گلشيفته فراهاني در فيلم جديد ريدلي اسكات، شايعات زيادي پخش شد كه همانطور كه از اسمش پيداست، شايعاتي بيش نيستند. اين شايعات معمولا توسط دوستان و عزيزان بیکار عرصه هنر و خبررساني منتشر گرديده است! افرادي كه كارشان ايجاد اينگونه شايعات است(درست حدس زديد؛ منظورم معلوم الحال هايي چون محمد تاجيك است) و همچنين زياد با گلشيفته ميانه خوبي ندارند، سعي بر آن كردند تا براي او در اين روزها شايعاتي درست كنند.
اميدوارم اينجا را به عنوان مطمئن ترين و معتبرترين منبع مربوط به اخبار پيرامون گلشيفته فراهاني، باور داشته باشيد. اين وب رسما تمام شايعات اين روزها را تكذيب مي كند.


    گلشيفته فراهاني بي تفاوت نسبت به شايعه هاي  اخير ؛ شما هم راه او را در پيش بگيريد!

 

1) گلشيفته فراهاني به استناد مدارك، نقش مهم و تاثير گذاري در فيلم دارد و جايگاه چهارم او در بين 35 بازيگر اين فيلم در انتهاي تيزر كه نام بازيگران درج مي شود، گواه اين امر است. صحبت از حضور 120 ثانيه اي، شايعه ي همان افراديست كه نامشان را بيش از اين نمي برم و از حسادت، دچار حريق شده اند!


2) گلشيفته فراهاني نقش يك پرستار عرب را ندارد. اگر چنين بود، قطعا همچون ساير نقشهاي عرب فيلم، از بازيگران عربي استفاده مي شد. گلشيفته در اين فيلم طبق استناد به فيلمنامه منتشره و خوانده شده توسط عده اي، نقش يك پرستار ايراني را بر عهده دارد. اين هم مربوط مي شود به شايعه ي همين افراد كه با عنوان دادن نقش يك پرستار عرب به گلشيفته، قصد دارند ماجرا را سياسي هم بكنند!


3) با توجه به اينكه اين فيلم از حيث محتوايي، نه بر ضد اسلام است، نه بر ضد ايران و همچنين مغاير با اخلاق هم نيست و از طرفي طبق گفته ها اين فيلم، نقدي كوبنده بر عليه سياست هاي كاخ سفيد است و فيلمي بر ضد سياست هاي آمريكا و در جهت حمايت از مسلمانهاست، به شدت مورد پسند مسئولان قرار خواهد گرفت. ريدلي اسكات داراي سابقه خوب نزد ايرانيان است و فيلمهاي او همواره كمترين مبتذليات را در هاليوود داشته اند و نسبت به مسلمانها هم، همواره با احترام عمل كرده است.
در واقع تمامي مسائل اخير شايعات پيش پا افتاده و به عمد توسط همان دار و دسته ها و كوتوله هاي مطبوعاتي بيش نيست. محتواي اين فيلم مورد پسند نظام است و گلشيفته فراهاني در فيلم بي خاصيت هاليوودي حضور نيافته. بلكه با تيز هوشي در فيلمي قدر و همچنين مورد تاييد و قطعا مورد اقبال ايرانيان از حيث محتوايي حضور يافته است.
گلشيفته فراهاني در حال حاضر با هيچ مشكلي رو به رو نيست. او چه حالا و چه در زمان اكران فيلم "مجموعه دروغ ها"، مانند گذشته با قدرت به كارش ادامه خواهد داد. چند روز گذشته معاونت سينمايي، گلشيفته فراهاني را براي ارائه ي توضيحات فرا خوانده و بعد از توضيحات و رفع سو تفاهمات، مشكل حل گرديده و از آنجا كه بدخواهان و عقب ماندگان عرصه شايعه سازي، از اين خبر ناراحت شده اند، دست به پخش اخبار دروغين و ايجاد موج هاي منفي زده اند تا جو را متشنج كنند. گلشيفته فراهاني فرزند سينماي ايران و اعتبار نسل جوان است. عده اي كه از حضور اين هنرمند توانا در عرصه ي بين الملل ناراحت شده اند، سعي كرده اند شايعاتي در موردش منتشر کنند و.... در حالي كه با تاكيد فراوان باز هم مي گوييم كه گلشيفته در حال حاضر هيچ مشكل خاصي ندارد، سو تفاهمات با معاونت سينمايي رفع شده و فيلم مورد اقبال ارشاد هم قرار خواهد گرفت و همچنين گلشيفته فرزند اين سينما و مورد حمايت تك تك هنرمندان و سينماگران و مردم است. آن ماجراي مضحك و... مانند يك رويا براي همان دار و دسته هاي كوتوله مي ماند!
همچنين در همين راستا شايعات خنده داري مبني بر پايان اكران فيلم هاي ديوار و هميشه پاي.... در اين روزها ايجاد شده كه بسي جالب مي نمايد. رسما اعلام مي كنيم كه اين دو فيلم، طبق قرار قبلي، بدون هيچ مشكلي تا پايان ماه رمضان بر روي پرده سينماها خواهند بود.
هر چه كه در اين روزها شنيده و ديده ايد را به دور بريزيد. تمامش شايعات به عمد افرادي چون محمد تاجيك، امير قادري و... است كه مشكلاتشان را قطعا يك روز مفصل نقد خواهيم كرد. از آنجا كه بازيگران مورد علاقه آنها، يك روز بعد از ورود به آمريكا، عكسهايشان در پارتي هاي فلان خواننده ي لس آنجلسي و كنار زنان نيمه برهنه درآمده، حسابي خجالت زده و در پي انتقام جويي هستند!! حالا ربطش را خودشان مي دانند! ما مردم ايران متاسفانه چشم ديدن پيشرفت يكديگر را نداريم. به جز اين جو مسموم و پر از شايعه اي كه مطبوعاتي هاي فاسد كشور ايجاد كرده اند، حتي تعدادي از مردم هم كه خدا را شكر جمعيتشان كم است، اقدام به عقده گشايي كرده اند. در اين مدت شاهد بوده ايم كه صاحبان وبلاگ هاي دسته چندمي تين ايجري حامي بازيگران دسته چندمي زباله هاي سينمايي، در حالي كه هنوز برايشان نوشتن "س" سينما و "ف" فرهنگ سخت است، صحبتهايي كرده اند كه البته كودكانه هست. آنها  ناراحتند كه چرا بازيگر دسته چندمي مورد علاقه اشان، در فيلم معتبر يك كارگردان بزرگ بازي نكرده! همانطور كه گفتم، اينها صحبت هاي چند تين ايجر و يا چند غرض ورز و بي سواد مطلق سينمايي است و اهميتي ندارد. ناراحتي من از اين است كه نسل جوان علاقمند به سينما و كلا نسل جوان كشور ما وقتي با چنين تفكرات و حسادت ها و عقده هايي بار مي آيند، قطعا آينده ي بدي انتظار فرهنگ كشور ما را مي كشد!

باز هم تاكيد مي كنيم كه تمام گفته ها و ديده ها و شنيده ها را از وبلاگ ها و سايت ها و افراد مختلف به دور بريزيد(كه اين روزها هر كس براي خودش منتقد و يا منبع شده!) و بدانيد كه شايعات مضحكي بيش نيستند و تماما كذب محضند. تمامي اطلاعات و اخبار صحيح را در بالا در اختيارتان قرار داديم و در ادامه هم از همين وب موثق ترين اخبار را مشاهده كنيد. گلشيفته در حال حاضر مانند هميشه و بدون مشكل خاصي در تهران حضور دارد و فيلم هايش تا انتهاي ماه رمضان بر روي پرده خواهند بود و فيلم "درباره الي" با حضور وي، در جشنواره ي فيلم فجر شركت خواهد كرد و پس از آن به اكران عمومي درخواهد آمد. فيلم "مجموعه دروغ ها" هم 17 مهر ماه با بازي موثر او، در سراسر دنيا اكران خواهد شد. "غنيمت سينماي ايران"، هر گاه كه پروژه ي جديد عزيز الله حميد نژاد كليد بخورد، به احتمال بسيار قوي به مقابل دوربين اين كارگردان خواهد رفت و آن موقع صحت صحبتهاي اين وب بيشتر از قبل نمايان خواهد شد و جواب محكم تري خواهد بود براي آن كساني كه مي شناسيمشان و اين شايعات را ايجاد كردند! و البته آن كساني كه متفرقه در وبهايشان به عمد به اين خزعبلات دامن زدند و يا عقده گشايي كردند!

تاريخ :  یکشنبه دهم شهریور 1387 | ساعت : 5:23 

  بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

: گلشیفته در مشق آفتاب

          

مجله مشق آفتاب که مدتی است در حال انتشار است و در این زمان کوتاه با مطالب طلایی توانسته گوی سبقت را از دیگر نشریات برباید در شماره اخیر خود پرونده مفصلی درباره گلشیفته فراهانی منتشر کرده این پرونده که با مرور کارنامه گلشیفته آغاز می شود یادداشت گلشیفته درباره دوران بازیگری اش را همراه دارد قسمتی از نوشته گلشیفته بدین شرح است:

زماني از خودم سوال مي‌كردم اگر من وارد سينما نمي‌شدم امروز چه مي‌كردم. زماني كه 14 ساله بودم و در حياط مدرسه با دوستانم بازي مي‌كرديم و ساز مي‌زديم ... همزمان تعطيل شدن با مدارس ديگر در يك ساعت دل‌هايمان را می‌لرزاند... هنوز بعد از مدرسه قبل از رسيدن به خانه گريزي به كافي‌شاپي و خوردن سيب‌زميني و نوشابه هيجان‌انگيز بود...

هسته‌هاي آلبالو را از بالاي پل‌هاي عابر به پايين پرت كردن، دوم خرداد، پخش كردن پلاكارت‌هاي تبليغاتي براي كساني كه از صميم قلب دوست داشتيم... وقتي با سازهاي كوچك و بزرگ چون ديوانگان از قفس پريده به خيابان مي‌زديم و خيابان انقلاب پر مي‌شد از صداي سازهاي ما... سازهايي كه حتي از درون جعبه بيرون نمي‌آمدند... تنها شمايل جعبه سازها كافي بود تا فضاي خيابان پر از موسيقي و شور شود ...

آن زمان كه قرار بود در يكي از بهترين كنسرواتورهاي جهان سوليست شوم و بعد از بازگشت به وطنم يك مدرسه شبانه‌روزي موسيقي در شمال برپا كنم...آن زمان كه مرتب كنسرت مي‌داديم و پدر مادرهايمان به ما افتخار مي‌كردند. در جشنواره‌هاي موسيقي مقام مي‌آورديم. همشاگردي‌هايم همه و همه از خانواده‌اي چون خانواده خودم فرهنگي و تحصيل كرده بودند، شب‌هاي تولدهايمان بعد از رقص و پايكوبي مادر پدرها با هم مي‌نشستند و از قديم حرف مي‌زدند. از زماني كه دانشجو بودند. از دانشكده هنر ملي، از ادبيات، از شعر.

چه مي‌شد اگر آن روز گرم تابستان عكس‌هاي من به دست داريوش مهرجويي نمي‌رسيد. من از بزرگترين هديه عمرم محروم مي‌شدم. آري زندگي چون سوزن‌بان ایستگاه‌های مسير قطار مرا عوض كرد...

به علت اینکه ما بر خلاف سایت شبه فرهنگی سینمای ما در فکر فروش نشریات و رونق آنها هستیم از درج یادداشت کامل گلشیفته و این پرونده معذوریم از همه شما دعوت می کنیم این نشریه را تهیه کنیئد ایشالله تا مدتی دیگر این نوشته را برای ثبت در آرشیوتان به صورت کامل در اختیارتان می گزاریم.از دیگر بخش های این پرونده می توان به نوشته های محمد علی طالبی محمد کاسبی بهزاد فراهانی عزیز الله حمید نژاد و مینا اکبری درباره گلشیفته اشاره کرد.

 

تاريخ :  شنبه نهم شهریور 1387 | ساعت : 6:27 

 بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

: یک نقد خوب دیگر بر سنتوری

خواندن یک نقد خوب در این زمانه ای که اکثر نقد ها دست به عصا بوده و بوی بی سوادی و کم تجربگی می دهند آدم را سر حال می آورد این نقد  رادیو زمانه بر سنتوری را نمی دانم چند نفرتان خوانده اید من اینجا در اختیارتان گزاشتم که هر که نخوانده بخواند

          

این روزها که همه از خبرهای متعدد درباره‌ی پخش غیر قانونی فیلم«سنتوری» حرف می‌زنند، کمتر درباره‌ی خود فیلم بحث می‌شود. شاید بررسی محتوایی فیلم سنتوری، کمک‌مان کند تا بفهمیم چرا وزیر ارشاد صریحاً می‌گوید: "علی سنتوری هرگز نمایش داده نخواهد شد."

از اجاره نشین‌ها تا چادر علی سنتوری


مهرجویی، دو دهه پیش فیلم «اجاره نشین‌ها» را ساخت. فیلمی کمدی که با ظرافتی مثال‌زدنی حرف‌های مهمی داشت. مهم نبود که همه‌ی تماشاگرانِ انبوه «اجاره نشین‌ها» متوجه استعاره‌ی آن خانه‌ی معروف و ساکنانی که در حال نابودی‌اش هستند، نباشند. مهم تاثیر عمیق اما نامشهودی بود که بر تماشاگر می‌گذاشت. مهرجویی در فیلم «اجاره نشین‌ها»، یک تراژدی بزرگ را در قالب کمدی خلق کرد.

خانه‌ی بزرگ فیلم«اجاره نشین‌ها» در فیلم علی سنتوری به چادر تبدیل می‌شود و علی از دنیای کثیف بیرون، اول به خانه پناه می‌برد، وسپس به چادری که در آن زندگی‌اش را با هانیه آغاز می‌کند. «سنتوری» روایت عشقی است که علیه خودش عمل می‌کند. عشق علی به سنتورش، عشق هانیه به علی.

مهرجویی، راوی پناه بردن آدم‌ها از یک چیز به چیز دیگر است. فیلم با نریشن علی آغاز می‌شود. وقتی که می‌گوید به مترو که برود، دیگر هوای کثیف تهران وارد ریه‌ی سوخته‌اش نخواهد شد. آخرین پناهگاه علی، مرگ است. با وجود اینکه در فیلم، شخصیت اصلی به دنبال آرامش است اما نه تنها مامنی نمی‌یابد، بلکه اعتیاد به هرویین، اوج سرگشتگی‌ کسی است که در مرکز بازپروری به جسدی متحرک تبدیل می‌شود.

تا به حال فیلمهای زیادی با مضمونی مشابه در سینمای ایران ساخته شده است اما «سنتوری» ویژگی‌هایی دارد که آن را به فیلمی منحصر به فرد تبدیل می‌کند. در فیلم مهرجویی، شخصیت اصلی تظاهر به تنفر از اعتیاد نمی‌کند. معمولاً در روایت‌های کلیشه‌ای برای نمایشِ گرفتاری کاراکتر اصلی به اعتیاد، بطور اغراق‌آمیزی بر بیزاری او از مواد مخدر تاکید می‌شد اما علی، بر پایه‌ی تاویلی عمیق از کلمه‌ی «‌دچار» خلق شده است. در اکثر صحنه‌های فیلم، او توصیفی عاری از نفرت و حتا گاه عاشقانه از اعتیادش دارد. علی «‌دچار» مواد است و دچار، ترکیبی از عشق و نفرت است‌. با این همه در دو قسمت از فیلم، یکی در ابتدا و یکی در انتها‌، نفرت علی را هم می‌بینیم. نفرتی که بیش از هر چیز نشان دهنده‌ی آگاهی علی از عمق زوال خودش است.

از جنسِ سینمای مهرجویی


بعضی از منتقدین، فیلم «سنتوری» را فاقد فیلمنامه و حتا طرح قوی دانسته‌اند. نمی‌دانم چطور می‌شود به فیلمی که در آن اتفاقات متعدد، از ازدواج تا خیانت رخ می‌دهد، گفت بدون فیلمنامه‌. بله، فیلم «‌سنتوری»، شخصیت‌محور است، مثل باقی فیلمهای مهرجویی. این، جنس سینمای اوست. به همین دلیل معمولاً عنوان فیلمهایش، نام کاراکتر اصلی است. «هامون»، «‌پری»، «‌لیلا»، «‌سارا»، «‌بانو»و حالا «علی سنتوری»... اما این فیلم نیز مثل بقیه‌ی آثار مهرجویی علیرغم شخصیت‌محوری، فیلمنامه دارد و البته ویژگی‌های تکنیکی خیلی خوبی دارد که کمتر در سینمای ایران استفاده می‌شود.

فیلم از صحنه‌ای شروع می‌شود که به آن باز نمی‌گردد. جالب اینکه بعضی از منتقدین، این را ضعف فیلم قلمداد کرده‌اند. آنها می‌پرسند که علی ناامید و سرگشته که قرار است دیگر از مترو بیرون نیاید، در کجای بقیه‌ی فیلم قرار دارد. اتفاقاً همین شروع فیلم، پایان غم‌انگیز فیلمی است که ظاهراً پایانی خوش دارد. اما در واقع علی به همان دنیای کثیف بیرون از مرکز بازپروری باز می‌گردد و باز هم مواد مصرف می‌کند و به جایی می‌رسد که زوالش در خودش است، علی سنتوری، پیش به سوی مرگ.

موسیقی، در فیلم سنتوری نقش مهمی دارد‌. تا جاییکه حتا عده‌ای می‌گویند اگر صدای محسن چاووشی نبود،«علی سنتوری» اصلاً قابل تحمل نبود. نمی‌دانم آیا می‌توان درباره‌ی این فرض محال حرف زد یا نه؛ اما در یک دهه‌ی گذشته خیلی‌ها از ترانه در متن فیلمهایشان استفاده کرده‌اند و نتیجه، بیش از نمونه‌های فیلمفارسی قبل از انقلاب نشده است. از طرفی اکثر ترانه‌های فیلم، قبل از پخش گسترده‌ فیلم در فضای مجازی اینترنت در دسترس بود و برای بسیاری از تماشاگران فیلم، تازگی‌اش از دست رفته‌ بود. هنر مهرجویی در استفاده از صدای چاووشی و صدای جادویی سنتور کامکار، مجموعه‌ای بکر را به وجود آورده است.اتفاقاً خیلی ارزشمند است که فیلمی علیرغم استفاده‌ی زیاد از موسیقی، همچنان استقلالش را حفظ کند و تاثیرگذار باشد.

درباره‌ی نکات فنی فیلم چندان نمی‌شود نظر داد. چون کپی‌هایی که الان وارد بازار شده، نسخه‌های پینه‌دوزی شده‌ی تراک‌های متعد است. به همین دلیل کات‌های متعددی که در این نسخه‌ها هست، قضاوت درباره‌ی فیلم را سخت می‌کند. ولی بعضی اوقات به نظر می‌رسد کات‌ها، نابه‌جا و تحمیلی است. با این حال مهرجویی از جامپ‌کات‌های کلیشه‌‌ای که معمولاً در فیلمهای اینچنینی استفاده می‌شود، اجتناب کرده است.

شعار زدگی؟ 

                                                              
می‌گویند سنتوری، فیلمی شعار‌زده درباره‌ی اعتیاد است و این برای مهرجویی خوب نیست. من با این نظر مخالفم. «سنتوری» بیش از اینکه فیلمی درباره‌ی اعتیاد باشد، فیلمی شخصی است. اصلاً هنر وقتی خلق می‌شود که هنرمند جامعه را در یک فرد به تصویر می‌کشد. در عین حال باید در نظر داشت که وقتی وارد مقوله‌ی اعتیاد می‌شویم ناگزیر از استفاده از ادبیاتی معمول می‌شویم. مهرجویی از این ادبیات در فیلمش بهره برده و با اضافه کردن ظرایفی آن را در بافت فیلم نشانده است.

از یاد نبریم که مهرجویی، فیلمسازی اجتماعی است. این اجتماعی بودن نه ضعف او به حساب می‌آید و نه نقطه ی قوتش است. مهرجویی در چنین فضایی، فیلم می‌سازد. آن‌ها که از شعار زدگی«سنتوری» می‌گویند باید دو نکته را در نظر داشته باشند. اول اینکه تعداد دیالوگ‌های پیرامون اعتیاد (نه خود اعتیاد) خیلی کم است. ثانیاً سینمای مهرجویی ایجاب می‌کند که نگاه اجتماعی‌تری داشته باشد. مهرجویی، کیارستمی نیست که با افتخار در مصاحبه‌اش بگوید فیلم بعدی او، برداشتی است طولانی از برخورد موج‌های دریا با دو تخم لاک پشت در ساحل. آن سینما، سینمای کیارستمی است.

هم ستاره، هم بازیگر

         

                                
جان مالکوویچ در مصاحبه‌ای گفته بود که ستارگان برای سینما پول می‌سازند تا بازیگران با استفاده از آن پول‌ها، بازی کنند. در تعریفی ساده، ستاره‌ی سینما به کسی گفته می‌شود که تماشاگر به خاطر او، به فیلم اطمینان کند و راهی سالن سینما شود.

انصافاً رادان ستاره است. او اگرچه با بازی در فیلمی بسیار کم ارزش به نام«شور عشق» وارد سینما شد اما خیلی زود راهی متفاوت در پیش گرفت. بعد از آن من یادم نمی‌آید که رادان در فیلم بدی بازی کرده باشد. شاید بعضی از فیلم‌های او متوسط بودند، اما بد نبودند. با این وجود رادان همچنان ستاره می‌ماند. عکس او در بیلبوردهای تبلیغاتی، نقش بسته و همچنان نامش در فهرست بازیگران یک فیلم، تضمینی برای بازگشت سرمایه است. بازیگری که زمانی رویایش حضور در صفحه‌ی اول نشریات زرد بود، حالا به «بازیگری» درجه یک تبدیل شده است. کسی که نقش را مال خودش می‌کند. مخاطب سنتوری نمی‌تواند نقش علی را از رادان تفکیک کند. او نقش را در اختیار می‌گیرد. تصویر «علی سنتوری» با بازی بازیگری دیگر، خیلی سخت به نظر می‌رسد و این نشان می‌دهد که رادان راه بازیگران بزرگ را در پیش گرفته است. می‌شود گفت که رادان هم ستاره است، هم بازیگری خوب.

گلشیفته فراهانی هم در سنتوری بازی خوبی ارایه می‌کند. صحنه‌ی اولین مواجهه‌ی هانیه و جاوید، هنر گلشیفته فراهانی را نشان می‌دهد. آنجا که او چنان بازی ظریفی انجام می‌دهد که گاهی برخوردهایش این تصور را در مخاطب ایجاد می‌کند که نکند دارد واکنش طبیعی بازیگری را پس از کات در صحنه‌ی فیلمبرداری تماشا می‌کند.

چه کسی می‌ترسد


«سنتوری» فیلمی به شدت انتقادی است. در صحنه‌ای از فیلم، علی برای معتادانی که به او پناه آورده‌اند لقمه‌ی غذا می‌گیرد و پس از آن بزن و بکوب معتادان صحنه‌‌ی رقت‌انگیزی را رقم می‌زند. فیلمساز با کمی حوصله، بدون اغراق این واقعیت را عیان می‌سازد که هر یک از معتادان کپرنشین می‌توانند مثل علی سنتوری باشند. ممکن است هر کدام آن‌ها استعدادی باشند که جامعه، هرز داده است.

شخصیت آقای «بلورچی»، اوج انتقادی است که مهرجویی به جامعه وارد می‌کند. او مثل مخملباف که در فیلم«عروسی خوبان» تصویری شتاب‌زده و شعاری از«مرفهین» (دقیقاً همین کلمه!) ارایه کرد؛ پایه‌های فکری قشر بازاری سنتی را علناً به نقد نمی‌کشد. در فیلم «سنتوری»، بلورچی رییس صنف بلور فروشان است. از آن دست آدم‌هایی که همیشه توسط حکومت حمایت و تقدیر شده‌اند. مردانی که نماز ظهرشان را در مسجد بازار می‌خوانند، معتمد شیوخِ مساجد هستند، نماز و روزه‌شان ترک نمی‌شود، اما همه‌ی این کارها را با نیتی منفعت‌طلبانه انجام می‌دهند. کسانی که برای جلب نظر خدا، تسبیح می‌زنند و در مقابل، غیر‌انسانی‌ترین رفتار را با اطرافیان خود دارند.

بلورچی و زنش، نماینده‌ی ‌قشری هستند که برایشان بیزاری از ساز و موسیقی (برخاسته از یک تلقی مذهبی) بر هر چیزی اهمیت بیشتری دارد. صحنه‌ای که در آن علی به خانه‌ی پدرش می‌رود و مراسم مذهبی مادرش را به هم می‌زند، تکان‌دهنده است. برای خانم بلورچی حفظ «آبرو» نزد مهمانان مراسمش، مهم‌تر از وضع رقت‌انگیز فرزند معتادش است. در صحنه ا‌ی دیگر وقتی«بلورچی» به منزل پسرش می‌رود تا مثلاً به او کمک کند؛ مجبور می‌شود به خواست علی، به او مواد تزریق کند. خنده‌های علی، هجویه‌ای است بر دلسوزی از سرِ تکلیفِ پدری که محتسب‌مابانه زندگی کرده است. کسی که در بلبشوی اقتصاد افسار‌گسیخته‌ی ایران که هنوز ریشه در قدرت سنتی بازار دارد، در روزنامه‌ی «شرق»، فتوحات اقتصادی، و «خدمتگزاری»‌اش به خلق مومن را رپرتاژ آگهی می‌کند اما با شیوه‌ی زندگی‌اش، هستی فرزندش را بر باد می‌دهد. سنتوری روایت زوال هستی استعدادهایی است که زیر سلطه‌ی عابدان ریاکار خرد می‌شوند.

مهرجویی پیکان انتقاد را به سوی گروهی گرفته است که فرصت‌طلبانه سعی کرده‌اند در ظاهر از کشمکش‌های سیاسی کنار بمانند اما در واقع جامعه را به سوی نقطه‌ی جوشی برده‌اند که در آن همه چیز از هم گسیخته شده و انفجار ناگوار اجتماعی رخ داده است.
«سنتوری»، فیلم کلماتِ ناممنوع است. فیلم کلماتی مثل«دیوث» و«گه» که روزی چند‌بار در دیالوگ‌های مردم ما - از عامی تا روشنفکر- استفاده می‌شود اما قرار است در ویترین گذاشته نشود. «سنتوری»، انعکاس نابسامانی‌های شدید اجتماعی است که در نتیجه‌ی آن هانیه، با مردان دیگر خوش می‌گذراند تا پول هرویین شوهر تباه شده‌اش را بپردازد.

سنتوری‌، فیلمی است که هر روز صدها بار پیرامونمان اتفاق می‌افتد اما قرار نیست در سینما نشان داده شود. چرا که بعضی‌ها از تماشای خودشان وحشت‌زده می‌شوند. واقعاً می‌ترسند.

تاريخ :  جمعه هشتم شهریور 1387 | ساعت : 0:51 

 بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

: گيشه در تسخير هميشه پاي يك زن در ميان است

                                  

فروش فيلم هاي روي پرده در 4 روز تعطيلات اخير، افزايش چشمگيري داشت و نكته ي جالب توجه در اين بين اين بود كه فروش روزانه ي هشت فيلم ايراني روي پرده، مجموعا به حدود نيمي از فروش روزانه ي فيلم هميشه پاي... مي رسيد!
فيلم هميشه پاي... در روز پنجشنبه معادل 38 ميليون، در روز جمعه معادل 41 ميليون، در روز شنبه معادل 24 ميليون و در روز يك شنبه معادل 32 ميليون تومان فروش كرد. نكته ي مهم در اين بين اين است كه اين فيلم توانست در روز جمعه با فروش معادل 41 ميليون تومان، بيشترين فروش روزانه ي خود را از ابتداي اكران تا كنون ثبت كند و در روز شنبه كه بليط سينماها نيم بها هست، با فروش 24 ميليون تومان، توانست بيشترين ميزان حضور تماشاگران در يك روز براي ديدن اين فيلم را از ابتداي اكران تا كنون، رقم بزند.
مجموع فروش هميشه پاي... بعد از گذشت 19 روز از آغاز اكران، ‌به 509 ميليون تومان رسيده و با توجه به استقبال بسيار زياد مردم از اين فيلم و افزايش تعداد سينماهاي آن از 19 سينما به 24 سينما، پيشبيني مي شود كه اين فيلم بتواند در 14 روز باقي مانده تا آغاز ماه رمضان، مجموع فروش خود را از مرز 850 ميليون تومان عبور دهد.
با اين تفاسير و با توجه به استقبال بسيار زياد مردم از اين فيلم و روند رو به رشد فروش، اين فيلم مي تواند حتي با فروشي متوسط در ماه رمضان، مجموع فروش خود را از مرز يك ميليارد تومان عبور دهد و پنجمين فيلم ميلياردي سينماي ايران لقب بگيرد. اين روزها عزيزاني چون مسعود ده نمكي، به دليل فروش بسيار بالاي اين فيلم و ترس از شكسته شدن ركورد فروش به اصطلاح فيلم اخراجي ها، فشارشان به شدت پايين آمده! به طوري كه در وبلاگشان رسما آن را اعلام مي كنند!
فيلم ديوار هم در 4 روز تعطيلات اخير، فروشي معادل 11 ميليون تومان داشت و مجموع فروش خود را بعد از 26 روز، به 103 ميليون تومان رساند. ديوار هم اكنون در 7 سينما اكران مي شود و با توجه به تداوم اكران اين فيلم با همين تعداد سينما تا پايان ماه رمضان، پيشبيني مي شود كه فروش اين فيلم به حدود 150 ميليون تومان برسد. علت فروش نه چندان خوب فيلم ديوار، جاي بحثهاي بسياري دارد كه مي توان از جمله به ضعف بسيار بزرگ تبليغات آن اشاره كرد!
در اين بين اما تله فيلم ده رقمي، تنها به دليل پخش مكرر و ملال آور تيزرهاي طولاني و مثلا عوام پسندش در بهترين ساعات از تمامي شبكه هاي رسانه ملي و به لطف اين تبعيض، فروش خوبي دارد و در رده ي دوم گيشه از حيث فروش روزانه قرار گرفته و در حالي كه  از اين چهارشنبه بايد جاي خود را به فيلم "ريسمان باز" بدهد، در روزهاي آخر اكرانش، اميدوار به رسيدن به مرز فروش نيم ميليارد تومان است! سطح سليقه ي مخاطبان عزيز در فروش يك چنين تله فيلمي، قابل ستايش است!!
از نكات قابل توجه ديگر گيشه، مي توان به فروش رو به رشد و فراتر از انتظار فيلم ستايش شده ي ميناي شهر خاموش و فروش چند هزار توماني فيلم پرچم هاي قلعه كاوه اشاره كرد!
فيلم پرچم هاي قلعه كاوه از حيث نفروختن، توانسته ركورد ماندگاري در تاريخ سينماي ايران ثبت كند و حتي در تعطيلات اخير، فروش روزانه دويست هزار توماني داشته است! در حالي كه در تابستان و در آغاز اكران، فروش روزانه ي اين فيلم به طور متوسط بين صد تا دويست هزار تومان در نوسان است، به نظر مي رسد كه تا قبل از آغاز ماه رمضان، اين فيلم جالب توجه از حيث نفروختن، از پرده ي سينماها پايين بيايد. چون معلوم نيست كه با آغاز ماه رمضان كه تمامي فيلم هاي روي پرده افت فروش زيادي خواهند داشت، فروش اين فيلم روزانه به چند هزار تومان خواهد رسيد و احتمالا به حد يك پول تو جيبي ناقابل، كاهش پيدا خواهد كرد! پرچم هاي قلعه كاوه ساخته محمد نوري زاد؛ كارگردان سريال بي ربط چهل سرباز، بعد از 13 روز، حدود 3 ميليون تومان فروش داشته است!

فيلمهاي فرزند خاك و انعكاس هم اين روزها تا حدودي هم اندازه با فيلم ديوار مي فروشند. با اين تفاوت كه فيلم انعكاس مجموع فروش خود را به حدود ۴۶۰ ميليون تومان رسانده و فيلم فرزند خاك، پس از ۱۱ روز از آغاز اكران، مجموع فروشش بيست و چند ميليون تومان بيشتر نيست!

تاريخ :  پنجشنبه هفتم شهریور 1387 | ساعت : 23:50 

  بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

: سر انجام خبر به طور رسمی اعلام شد _ گزارش روزنامه اعتماد از فیلم جدید ریدلی اسکات

ضمیمه :این ضمیمه فقط برای پایان دادن به یک سری شایعات است  عده ای گفته اند گلشیفته فراهانی پس از بازی در این فیلم چند پیشنهاد مهم بهش رسیده و ارشاد او را برای بازی در این فیلم ها ممنوع الخروج کرده!!! تو رو خدا این خبر خنده دار نیست!!!! یک عده ای می نشینند یک تصوراتی می کنند وبعد به صورت خبر می گزارند روی  وبشون اول اینکه در حالی که این فیلم هنوز اکران نشده چه جوری باید بازی گلشیفته دیده بشه و پیشنهاد  های جدیدی بیاد !!  پروژه بعدی گلشیفته فیلم آناهیتا به کارگردانی عزیز الله حمیدنژاد است   و می دانید که در هر صورت حضور زنان در هالیوود محدودیت هایی دارد و به هر حال فیلمنامه و فیلم باید از یک سری مسایل دور باشد تا بازیگر زن ایرانی بتواند در آنها ایفای نقش کنه  این اصلا ربط به دولت ندارد من خودم اگر گلشیفته را در فیلمی که بعضی اهداف پست را پیگیری کند ببینم همان روز این وب را تعطیل می کنم  مخصوصا گلشیفته که اینقدر روی انتخاب ها و هدف فیلم حساس است  و بر عکس برخی دوستانش به عنوان بازیگری اخلاق مدار شناخته شده  ایشالله بعد از اکران این فیلم پیشنهادهای خوبی به گلشیفته خواهد شد و شاهد درخشش بیشترش خواهیم و دوستان فقط با این خیالپردازی ها یک جو روانی مسموم علیه یک بازیگر به راه می اندازند نه خبری از ممنوع الکاری است نه پیشنهادهای فراوان از هالیوود نه صحنه غیر اخلاقی ونه...  و در مورد بی حجابی هم باید بدانید که حجاب در ایران یک قانون است قانونی که در کشور های دیگر نیست همانطور که در لبنان زنان شیعه بدون حجاب داریم. اتفاقی نیفتاده چرا اینقدر هول شدید!! آنقدر عکس ها و فیلم های بدون حجاب از زنان مطرح ایرانی در خارج کشور دیده شده  و همین زنان در داخل کشور مشغول فعالیتند لطفا به این حرفهای خاله زنکی پایان بدهید. گلشیفته در فیلم ریدلی اسکات در نقش یک پرستار ایررانی مسلمان ظاهر شده و این فیلم مهر ماه اکران می شود و پروژه بعدی او هم احتمالا فیلم آناهیتا است همین! اگر خبر دیگری بود ما اینجا در سریعترین زمان ممکن اعلام می کنیم .و سعی می کنیم از این به بعد جلوی دامن زدن به این شایعات را بگیریم .

                                      ................................

در حالی که سایت سینمای ما به دلایلی که همه می دانیم و اینکه به هر حال به بازیگران مورد علاقه اش باید برسد از انتشار این خبر خودداری می کرد امروز روزنامه اعتماد در گزارش کاملی حضور گلشیفته در این فیلم را پوشش داد.فکر می کنم پس از انتشار رسمی این خبر ما وظیفه مان را در پخش گسترده این خبر انجام دادیم و از این بابت بسیار خوشحالیم.

    

روز جمعه 10 اکتبر 2008 برابر با 19 مهرماه سال 1387 نمايش فيلمي در سينماهاي امريکا و انگلستان آغاز مي شود که به واسطه يک ويژگي مهم براي ايرانيان جذاب و مهم است. «مجموعه دروغ ها» جديدترين فيلم کارگردان کهنه کار سينماي امريکا ريدلي اسکات در اين روز به پرده سينماها مي رود که نام يک بازيگر شناخته شده سينماي ايران در ميان اسامي دست اندرکاران آن به چشم مي خورد؛ گلشيفته فراهاني.

پس از آنکه سايت سينمايي معتبر imdb حدود 10 روز پيش نام گلشيفته فراهاني را به جمع بازيگران اين فيلم اضافه کرد، کمپاني برادران وارنر هم چهارشنبه شب در تريلر جديدي که از فيلم منتشر کرد تصاويري از بازي فراهاني را قرار داد تا سرانجام شايعه يي که يک سال است در محافل سينمايي و رسانه يي به گوش مي رسد، تاييد شود. سايت imdb هنوز توضيحي درباره نقش فراهاني و نام شخصيتي که او آن را ايفا مي کند ارائه نداده است اما تا پيش از اين از درج نام اين بازيگر در ليست دست اندرکاران فيلم «مجموعه دروغ ها» با نام اصلي Body of lies خودداري مي کرد.

فيلم بر مبناي کتابي به همين نام نوشته ديويد ايگناتيوس يادداشت نويس معروف روزنامه واشنگتن پست ساخته شده است. اين کتاب آوريل سال 2007 به بازار آمد و بلافاصله حقوق سينمايي آن توسط کمپاني معروف برادران وارنر خريداري شد. رمان «مجموعه دروغ ها» مضموني در ارتباط با مبارزه با تروريسم دارد و داستان يک مامور سيا به نام راجر فريس است که براي پيدا کردن يک تروريست مهم از سران القاعده به نام «سليمان» به اردن مي رود. کتاب تا حدودي به نقد سياست هاي مداخله گرايانه آمريکا مي پردازد و در مجموع اثر منتقدانه يي محسوب مي شود. در برگردان سينمايي اين رمان تغييراتي ايجاد مي شود که يکي از مهم ترين آنها اضافه شدن شخصيتي به نام «عايشه» است که در داستان اصلي با نام «آليس» وجود داشت. شخصيتي که قهرمان داستان در جريان پيدا کردن سليمان دلباخته اش مي شود. ويليام موناهان فيلمنامه نويس اسکاربرده به خاطر فيلم معروف «مردگان» مارتين اسکورسيزي که کار بازنويسي و اقتباس از داستان اصلي را برعهده داشته، شخصيت عايشه را در قالب يک پرستار تصوير کرده که البته هنوز جزئيات کامل آن مشخص نيست. گلشيفته فراهاني ايفاگر اين نقش است در حالي که نقش نخست فيلم را لئوناردو دي کاپريو بازي مي کند و راسل کرو هم بازيگر نقش مهم ديگري در فيلم است. فيلمبرداري فيلم سال گذشته آغاز شد و بخش هاي مربوط به اردن در شهر رباط مراکش فيلمبرداري شده است. گفته مي شود بعد از انتخاب گلشيفته فراهاني براي بازي در فيلم سازندگان آن تغييراتي در فيلمنامه اوليه انجام داده اند تا حضور فراهاني در فيلم با موازين خاص حقوقي و قانوني کشور در تضاد نباشد. ريدلي اسکات کارگردان کهنه کار انگليسي در فيلم هايش همواره تلاش داشته نگاهي چندجانبه به مضامين داشته باشد و گواه آن فيلم معروف «ملکوت آسمان» است که در آن تصويري واقع گرايانه از مسلمانان ارائه و به طور ضمني از صلاح الدين ايوبي ستايش مي شود. حضور بازيگران ايراني در فيلم هاي هاليوودي سابقه طولاني دارد اما در چند سال اخير تعدادي از بازيگران فعال فعلي سينماي ايران امکان حضور در چند فيلم مهم هاليوود را يافته اند که مهم ترين آنها همايون ارشادي است که سال گذشته فيلم «بادبادک باز» با بازي او در سينماهاي جهان اکران شد. او هم اينک مشغول بازي در فيلم جديد الخاندرو آمه نابار با نام «آگورا» است. با اين همه حضور فراهاني در فيلم جديد ريدلي اسکات که بسياري از اکنون آن را از شانس هاي مسلم اسکار 2009 مي دانند سرفصل جديدي در حضور بازيگران سينماي ايران در عرصه هاي بين المللي خواهد گشود.

تاريخ :  چهارشنبه ششم شهریور 1387 | ساعت : 2:13 

 بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

: آقای قادری آیا واقعا این خبر شایعه است؟

 

هفته گذشته پس از مطرح شدن خبری مبنی بر خریده شدن ۵۰ درصد سایت سینمای ما توسط محمد رضا گلزار و اینکه امیر قادری مدیر برنامه گلزار شد سایت سینمای ما در یک تکذیبیه شدید اعلام کرد که این شایعه را توسط مشاوران حقوقی اش پیگیری می کند!!! که با این کار جلوی انتشار این خبر را بگیرند  جالب اینجاست که پس از کامنت های فراوانی  که در واکنش به این تکذیبیه داده شد کل تکذیبیه را از سایت حذف کردند!! فکر کنم امروز هر کسی از مقابل روزنامه فروشی ها رد می شد به صحت این خبر ایمان می آورد مجله شهروند امروز که به واقع معتبر ترین هفته نامه ایران است و مدیر بخش سینمایی اش امیر قادری است  در یک مصاحبه اختصاصی با محمد رضا گلزار عکس او را روی جلد گزاشته بود و پرونده مفصلی راجع به او  با مقدمه امیر قادری و نیما حسنی نسب منتشر کرده  مقدمه هایی که با خواندنشان هر کسی  مشکوک می شد منتشر کرده بود!!! این در حالی بود که مصاحبه گلزار ۲ صفحه بیشتر نبود  و اینکه چطور عکسش روی جلد این مجله معتبر می رود بماند اما اینکه محد رضا گلزار که اصولا با مطبوعات رابطه خوبی ندارد چه برسد به امیر قادری و دوستانش که همین سال پیش در روزنامه هم میهن پس از حضور گلزار در برنامه شب شیشه ای به بدترین شکل او را نقد کردند حال چه شده محمد رضا گلزار روبروی همین امیر قادری می نشیند و تن به مصاحبه با او می دهد!!!! سوالات امیر قادری بسیار سوالات مهربانانه ای است و حتی بعضی جا ها از گلزار تمجید می کند شما فقط به بخشی از نوشته امیر قادری در مورد گلزار دقت کنید:

 بحث‌ها و اخبار جديد درباره محمدرضا گلزار در يكي دو هفته اخير، بسياري را به موقعيت و جايگاه بازيگران مشهور در سينماي ايران حساس كرده است. به عنوان مشهورترين چهره اين سينما!!!، حضور گلزار در هر فيلم، تضميني براي فروش آن است!!! در شرايطي كه به نظر مي‌رسد هنوز جايگاه و اعتبار يك "ستاره" در ميان مسئولان و منتقدان و تماشاگران سينماي ايران نامشخص مانده است. در اين پرونده گفتگويي داريم با گلزار به عنوان پديده اين سال‌ها!!!، به اضافه نگاهي به مسير حرفه‌اي او و هديه تهراني، به عنوان دو ستاره، از دو دهه سينماي ايران، ...

بخشی از نوشته امیر قادری در مورد گلزار دقیقا در سال گذشته در روزنامه هم میهن فقط به تفاوت ها دقت کنید :

.. رسانه‌هاي ما بايد بيش از اين قدرت بگيرند. مجري‌ها و روزنامه‌نگارهاي ما بايد از اين‌اي كه هستند قوي‌تر شوند. در برابر يك ستاره در موضع ضعف قرار نگيرند.!!! چنين گفت و گويي، به لحاظي، يك بازي قدرت است و اميدوارم رسانه‌هاي ما به چنان قدرتي برسند كه در چنين گفت و گوهايي، چيزي كم از ستاره نداشته باشند!!!. آقاي ستاره، بايد خيلي دل‌اش بخواهد كه با فلان برنامه از فلان شبكه، يا با فلان روزنامه و مجله گفت و گو گند!!!. اين مسيري است كه رسانه‌هاي ما بايد در پيش بگيرند.
آيا گلزار بازي مي‌كرد يا واقعي بود؟ اغلب بازي مي‌كرد.!!! بر خلاف آن چه شايد در نگاه اول به نظر برسد، محمدرضا گلزار، بسيار باهوش است و مي‌تواند از هوش‌اش براي زدن ماسكي به صورت‌اش استفاده كند. اين ماسك، اغلب مدت زمان برنامه شب شيشه‌اي، روي صورت‌اش بود. گلزار اين قدر باهوش بود كه مجري برنامه را بازي دهد، كه مسير برنامه را طوري كه خودش مي‌خواهد تنظيم كند. فرمان برنامه دست مهمان بود، نه فقط به اين خاطر كه مجري در موضع ضعف بود، هوش گلزار هم در اين مسير دخيل بود. خطرش اما اين جاست كه اگر گلزار همين طور از هوش‌اش براي پنهان شدن و در رفتن از برابر انظار استفاده كند،!!! پس از مدتي تبديل به موجود غير قابل درك و غريبي خواهد شد !!!كه حضور و وجودش ديگر براي خيلي‌ها جالب نيست!!!. گاهي وقت‌ها به نظر مي‌رسيد هوش گلزار پشت ماسك صورت‌اش حبس شده است.
!!!

ای کاش بنشینید و این نوشته ها را با هم مقایسه کنید چرا اینقدر تغییر ؟چه شده آقای قادری آیا گلزار در این یک سال با فیلم ها ی مجنون لیلی و توفیق اجباری در ذهن شما تغییر موقعیت داده یا ... دنیای مطبوعات بسیار کثیف شده و افرادی مثل قادری و دوستانش که به ناحق پربیننده ترین سایت سینمایی را در اختیار دارند در این وضعیت مقصرند آقای قادری ایا همچنان انتظار دارید به شما اعتماد کنیم  ما هم می دانیم زندگی خرج دارد شما هم شاید دوست دارید در موقعیت اجتماعی و مالی بهتری باشید اما فکر نکردید که افکار عمومی در مورد شما چه قضاوتی می کند؟ که سایتتان به جای یک سایت سینمایی شده سایت اختصاصی ۲- ۳ بازیگر و محل کوباندن رقبایشان...آقای قادری که به نظر من روزنامه نگار باهوشی هستید !!! شما به ما بگویید با این تناقض ها چه کنیم ؟

تاريخ :  سه شنبه پنجم شهریور 1387 | ساعت : 2:47 

 بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

: يادداشتي در تحليل مسائل پيرامون حضور گلشيفته در فيلم جديد ريدلي اسكات

با پخش شدن خبر حضور گلشيفته فراهاني در فيلم جديد ريدلي اسكات و همبازي شدنش با رئونالدو ديكاپريو، اين روزها بازار شايعات و حرف و حديث ها به شدت گرم است. در حالي كه فيلم BODY OF LIES قرار است به زودي و از حدود ۱۰ اكتبر به اكران عمومي دربيايد، دوستان و علاقمندان بسياري سعي در جمع آوري اطلاعات در باب اين فيلم كرده و يا به پيشگويي پرداخته اند!

در حالي كه گفته مي شود گلشيفته فراهاني در اين فيلم، نقش یک پرستار ایرانی را بر عهده دارد که از دیکاپریوئه مجروح مراقبت می کند و عشقی بین آنها به وجود می آید، صحبتهايي نيز مطرح مي شود مبني بر اينكه گلشيفته فراهاني در اين فيلم نقش يك زن عرب تروريست را بر عهده دارد كه با زبان انگليسي صحبت مي كند! مشاهده مي كنيد كه نظريات در باب اين نقش به شدت در مخالفت با يكديگر است و شايد بتوان به سختي اين دو نظريه را با يكديگر ادغام كرد و به اين نتيجه رسيد كه او نقش پرستار ديكاپريو را بر عهده دارد كه يك زن تروريست عرب هم هست!

در اين بين صحبتهايي نيز در باب چگونگي اين نقش زده مي شود. از طرفي صحبتهايي با اين مضمون  مي شود كه اين نقش، يك نقش كوتاه و نه چندان چشمگير مي باشد و از طرفي برخي ها بيان كرده اند كه اين نقش، نقشي تاثير گذارد و مهم در فيلم است!

علت تمام اين پيش گويي ها و حرف و حديث هاي قبل از نمايش فيلم، مسئله ي مهم حضور يك بازيگر زن ايراني در يك چنين فيلم مهمي و آن هم در مقابل ستاره اي چون رئونالدو ديكاپريو است. اتفاقي كه براي دوستداران اين سينماي بي جان،‌ مانند يك شوك قوي مي ماند. به هر حال تمام صحبتهاي گفته شده، در حد نظراتي بيش نيست و بايد اين مدت اندك را هم صبر كرد تا از ۱۰ اكتبر، اين فيلم به نمايش دربيايد و به تمام حرف و حديثها خاتمه بدهد!

 

گفته مي شود كه گلشيفته فراهاني بعد از بازي در اين فيلم و بازگشت به ايران، پيشنهاد بازي در يك فيلم ديگر هاليوود را نيز دريافت كرده است، ولي در حالي كه او قصد سفر به خارج از كشور را براي هماهنگ كردن مقدمات اوليه ي حضورش در اين فيلم داشته، از طرف وزارت ارشاد اعلام مي شود كه بازيگران براي حضور در فيلم هاي خارجي،‌ بايد اجازه نامه ي رسمي از طرف وزارت ارشاد دريافت كنند و به همين دليل اجازه ي خروج از كشور به گلشيفته فراهاني براي بازي در اين فيلم داده نمي شود!

در واقع بايد پذيرفت كه در جامعه اي زندگي مي كنيم كه قوانين آن، براي هر چه بهتر زندگي كردن انسانها نيست. بلكه براي آنجور كه عده اي دوست دارند، زندگي كردن است! اينكه يك هنرمند اجازه ي تصميم گيري براي آينده ي خودش را هم ندارد و بايد برايش تصميم بگيرند، جزو همان نكاتيست كه ما را در راس تمام كشورهاي حامي حقوق بشر و ... قرار داده است!

با توجه به حمله وحشيانه ي رسانه هاي مذهبي و حامي دولت به وزارت ارشاد و اعتراضشان به قشر هنري و سينمايي كشور، وزارت ارشاد و معاونت سينمايي اين روزها بد جور به تكاپو افتاده اند و به همين دليل بازار شايعات به شدت داغ شده است! مطبوعات و متعاقبش نويسندگان سينمايي هم با اينكه قطعا از خبر حضور يك بازيگر تواناي ايراني در يك فيلم مهم هاليوودي خوشحال هستند، ولي به دليل همان فضاي بسيار باز اين كشور!!! كه مسئله ي حضور يك بازيگر زن در يك فيلم هاليوودي، اصلا در آن مهم نيست و جنجالي هم درست نمي كند، لذا آنها هم در اين مدت سکوتی مرگبار اختیار کرده اند و به هيچ وجه به پوشش اين اتفاق و اين فيلم نمي پردازند! و قطعا آنها هم فقط منتظرند تا فيلم را ببينند و قبلش هيچ صحبتي نكنند كه....

به هر حال دو نكته در انتها باقي مي ماند:‌ همانطور كه گفته شد، شايعات در باب اين فيلم و نقش آفريني گلشيفته فراهاني در آن زياد است. به خصوص در باب نوع نقش و اندازه اش. فقط مي توان همين را گفت كه بايد اندكي ديگر تا زمان اكران اين فيلم صبر كرد تا به تمام سوالات و شبهات پاسخ داده شود. همچنين بايد گفت كه از طرف شخص من و همينطور اين وب، ميزان نقش گلشيفته فراهاني در اين فيلم، چه ۱دقيقه باشد و چه ۱ ساعت، به هيچ وجه مهم نيست. خوشحالي ما فقط و فقط از اين است كه گلشيفته فراهاني توانسته در فيلم كارگردان بزرگي چون ريدلي اسكات حضور يابد، جنس و حال و هواي كار با اين كارگردان و يك تيم فوق حرفه اي در هاليوود را از نزديك لمس كند و از بودن در كنار اين تيم و اين بازيگران، ‌هم چيزهاي بسياري ياد بگيرد، هم بر تجربياتش بيفزايد، هم اعتماد به نفسش را تقويت كند و هم قدم بزرگي براي پيشرفت و درخشش در عرصه هاي بين المللي بردارد. قدمي كه مدتهاست كه بازيگران ايراني قادر به برداشتنش نبوده اند. اين همه تجربه، قطعا در آينده در فيلم هاي داخلي، به شدت خود را بروز خواهند داد و به كار سينماي ايران خواهند آمد و گلشيفته فراهاني را به يكي از ماندگارترين بازيگران تاريخ سينماي اين ديار تبديل خواهد كرد. باز هم تاكيد مي كنم كه ميزان اين نقش به هيچ وجه مهم نيست... مهم خود تجربه ي گرانبها، دلچسب و خوشحال كننده ي حضور در يك فيلم بسيار مهم، در كنار كارگردان و تيمي قدر است.

گلشيفته فراهاني در سينماي ايران به قله هايي دست يافته و حالا بايد به فكر عرصه هاي بين المللي باشد. اگر جلوي او را نگيرند، او قطعا به افتخار آميزترين بازيگر اين ديار تبديل خواهد شد و آن موقع بايد انتظار بازيهاي شاهكار و خاطره انگيزي از او در فيلم هاي بين المللي و بزرگ داشته باشيم. خاطراتي از جنس درخت گلابي، بوتيك، ميم مثل مادر و... در سينماي خودمان. گلشيفته فراهاني آتشفشاني از استعداد فوق العاده در بازيگري است كه فقط جولانگاه و بستري مناسب مي خواهد تا فوران كند.

نكته ي دوم اين است كه به دليل همان تكاپوي شديد اخير وزارت ارشاد و معاونت سينمايي، ‌شايعات در باب گلشيفته فراهاني هم شدت گرفته و قطعا اين شايعات در زمان اكران فيلم و پخش دي وي ديهايش در ايران، شدت بيشتري هم خواهد گرفت. خواسته ي ما اين است كه به اين شايعات توجه نكنيد و فقط در آينده و در آن زمان، از بازيگر توانايي چون گلشيفته فراهاني، ‌در مقابل تصميمات تند و مغول وار احتمالي(احتمالي) وزارت ارشاد بر عليه او (كه بر عليه پيشرفت سينما خواهد بود)،‌ حمايت كنيد.

همانا موفقیت گلشیفته موفقیت ایران و موفقیت سینمای ایران است. امیدوارم حسادت ها را کنار بگذاریم و خوشحال باشیم از این اتفاق بزرگ. همانطور که از موفقیت شهره آغداشلو و همایون ارشادی در صحنه بین المللی خوشحال شدیم. به واقع موفقیت گلشیفته موفقیت همه ماست.

تاريخ :  دوشنبه چهارم شهریور 1387 | ساعت : 22:54 

  بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

: به بهانه حضور گلشیفته در فیلم ریدلی اسکات _ مروری بر کارنامه این کارگردان بزرگ